آخرین اخبار

نگاهی به دو اتفاق تئاتری این روزها هوای تازه

18:00:12 1396/02/10


دو نمایش «نویسنده مرده است» و «آرتورو اوئی» اگرچه آثاری کامل نیستند، اما تجربه‌هایی جذاب با ایده‌هایی خلاقانه محسوب می‌شوند. این روزها دو نمایش در تالار حافظ اجرا می‌شوند که فضایی تازه و حال و هوایی ویژه دارند، هر چند هیچ یک، آثاری کامل و جامع نیستند، اما نشان می‌دهند که پدید آورندگانشان تلاش کرده‌اند در میان هجوم مونولوگ‌های تکراری، فضاسازی‌های عاریتی و قصه‌های بارها گفته شده، به دنبال راهی جدید برای روایت یک ماجرا باشند. «نویسنده مرده است» به کارگردانی آرش عباسی با وجود مفرح بودن و اشاره‌های جالبش به فضای سینما و رویای بازیگری، از نبود یک بازیگر حرفه‌ای ضربه خورده است. در مقابل «صعود مقاومت پذیر آرتورو اوئی» به کارگردانی امیر دژاکام اگرچه در روایت مشکل دارد، اما امتیاز اصلی آن در بخش اجرا و کارگردانی است. در این نمایش، حضور امیر کربلائی‌زاده به برگ برنده تبدیل شده و تماشای هنر او روی صحنه، نشان می‌دهد که نقش بازیگر در موفقیت یک اجرا تا چه اندازه حیاتی است. جای خالی یک بازیگر نمایش «نویسنده مرده است» پیش از این در سالن چارسوی مجموعه تئاتر شهر اجرا شده بود. آرش عباسی نویسنده و کارگردان این نمایش، این بار در قالب بازیگر روی صحنه رفته و مقابل لادن مستوفی قرار گرفته. «نویسنده مرده است» طرحی جذاب دارد و از تکنیک «بازی در بازی» و غافلگیری خوب استفاده می کند. برای آنهایی که پیشتر نمایش را دیده‌اند، بازی لیلی (لادن مستوفی) و فرهاد (آرش عباسی) با یکدیگر و تماشاگر هنوز جذاب است، شوخی‌ها هنوز طراوتش را حفظ کرده و ارجاع به سینما و نوستالژی دهه 70 شمسی و دوران رونق سینمای ایران پس از سال‌های بدون ستاره دهه 60 تاثیرگذار است. برای مخاطبی که نخستین بار پای قصه عباسی می‌نشیند، شگرد‌های کاراکترها برای ثابت کردن استعداد بازیگری‌شان به هم، تا انتها لذتبخش است و قلابی که تماشاگر را تا انتها با «نویسنده مرده است» همراه می‌کند، تا پایان محکم و پابرجاست. اما نبود یک بازیگر حرفه‌ای مقابل لادن مستوفی به حال و هوای نمایش ضربه زده و این اجرا را با همه پتانسیل‌هایش، به اجرایی پایین تر از تجربه قبلی تبدیل کرده است. ایوب آقاخانی در اجرای قبلی، با صدای خوب و لحن مناسبی که داشت به کاراکتر فرهاد بعد داده بود و عباسی با وجود موفقیت در خلق این شخصیت و این درام مفرح، گزینه مناسبی برای بازی در نقش فرهاد نبوده. اگر بازیگوشی و قدرت متقاعدکنندگی فرهاد در اجرای قبلی به تماشاگر منتقل می‌شد به دلیل توانایی بازیگری آقاخانی بود، اما در این اجرا عباسی نتوانسته تفاوت شخصیت فرهاد در فصل‌های مختلف این «بازی» را به نمایش بگذارد و «آنی» که در بازیگر نقش فرهاد به عنوان آغاز کننده این معرکه باشد، وجود ندارد. پس بخش مهمی از داستان و روایت از دست رفته است. آنچه باقی مانده، در شکل فعلی متقاعد کننده است، اما «نویسنده مرده است» می‌توانست بسیار بهتر از این باشد، اگر زیر و بم شخصیت فرهاد و قدرت او در نمایشگری و میخکوب کردن یک ستاره و تماشاگرانی که معرکه‌گیری او را نظاره می‌کنند برای مخاطب تجلی پیدا می‌کرد و تنها در مرحله متن باقی نمی‌ماند. بازیگوشی‌های یک کارگردان امیر دژاکام در «صعود مقاومت پذیر آرتورو اوئی» یک معرکه واقعی به راه انداخته. در کنار توجه و ادای دین به متن شناخته شده برتولت برشت و همسو بودن با نویسنده در انتقاد از نظام سرمایه‌داری و نقش آن در لگدمال کردن حقوق مردم، آگاهانه به یک چالش بزرگ دست زده است. طراحی میزانسن‌هایی خلاقانه و شلوغ و استفاده از موسیقی برای پیشبرد قصه، یک اجرا با توجه به علایق و نگاه دژاکام به وجود آورده. برداشتی آزاد و امروزی از «آرتورو اوئی» که برای نسل جوان جذاب است. اگرچه نمایش کمی طولانی است و به دلیل تمرکز کارگردان روی فضاسازی ممکن است بیننده متوجه قصه اصلی نشود، یا در لحظاتی خط و ربط قصه و شخصیت‌ها را گم کند، اما تماشای «آرتورو اوئی» تجربه مفرحی است. دیدن یک تلاش جمعی برای سرگرم کردن مخاطب، لذت بخش است. ستاره این اجرا، امیر کربلائی‌زاده است. بازیگری پرانرژی با قابلیت‌های فراوان برای متقاعد کردن تماشاگر برای دیدن و تحسین کردنش. او این قدرت را دارد که روی صحنه تمرکز تماشاگر را از دیگر بازیگران به سمت خود معطوف کند. آمادگی بدنی و علاقه‌ای که به کارش دارد در همه دقایق حضورش روی صحنه مشخص است و او را از دیگر بازیگران این نمایش که بیشتر آنها، درست انتخاب شده و در فضای فانتزی نمایش جا افتاده‌اند متمایز می‌کند. دژاکام با فاصله گرفتن از الگوهای کلیشه‌ای برای روایت یک اثر کلاسیک، آرتورو اوئی خود را ساخته که قابل تحسین است. به ویژه که این اجرا با روح زمانه قرابت بیشتری دارد. کوتاه کردن بعضی بخش‌ها و تمرکز بیشتر روی قصه می‌توانست «صعود مقاومت پذیر آرتورو اوئی» را به اجرایی کامل و آرمانی تبدیل کند. با این همه، در شکل فعلی تلاش کارگردان برای رسیدن به نسخه امروزی از اثر برشت با گوشه چشمی به فضای اجتماعی این روزگار با چاشنی کمدی و موسیقی قابل توجه است. هر چند اصرار بر بعضی شوخی‌های سبک و جنسی، از وقار این کمدی اجتماعی کاسته است. 5858


تله سینما

خبرآنلاین

عناوین تصادفی